شهیدداودآجورلو
شهیدداودآجورلو-عشق
سه‌شنبه 03 بهمن 1391 :: 12:38 ::  نويسنده : majidjan

السلام علیک یا بقیه الله

نهم ربیع الاول (دوم بهمن1391) آغاز امامت حضرت مهدی (عج) مبارک باد

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است

لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

ما نوکر وارباب تویی مهدی (عج ) جان

نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

 آغاز امامت حضرت مهدی (عج )مبارک باد

اللهم عجل لولیک الفرج

پنج‌شنبه 21 دی 1391 :: 14:04 ::  نويسنده : majidjan

 

چون بخود نگریستم جز بی حیائی و بی شرمی در برابر ارباب خودم ندیدم
امشب دعایم کن تا دیگر باگناهانم دل فرزندت مهدی (عج) را نشکنم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

امام رضا(ع):هرکس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود در روزی که قلب ها می میمیرند، قلبش نخواهد مرد...!!!

 



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 01 آذر 1391 :: 09:57 ::  نويسنده : majidjan

 

  

 

هیچ وقت این دو جمله رو نگو:
١)ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخوام ببینمت

 * * * * * * * *

 هیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن:
١)پدر ٢)مادر

 * * * * * * * *

هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :
١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانه

 * * * * * * * *

همیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:
١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادر

 



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 23 آبان 1391 :: 15:47 ::  نويسنده : majidjan

 

آهسته گويمت نكند بشنود رباب

چند روز بيشتر ازعمراصغرش (ع ) نمانده است



ادامه مطلب ...
دوشنبه 17 مهر 1391 :: 16:30 ::  نويسنده : majidjan

آنچه را از کتاب (آسمانى) به تو وحى شده تلاوت کن، و نماز را برپا دار، که نماز (انسان را) از زشتيها و گناه بازمى‏دارد، و ياد خدا بزرگتر است؛ و خداوند مى‏داند شما چه کارهايى انجام مى‏دهيد!

(سوره عنكبوت آيه 45)



ادامه مطلب ...
پنج‌شنبه 30 شهریور 1391 :: 13:54 ::  نويسنده : majidjan

بازي فينال ميني بسكتباليست هاي باشگاه شهيد نصري واوان وآپرين رو از نزديك مشاهده كردم .بازي خوبي بود تا زماني كه مربي بسكتبال آپرين در مسابقه دخالت كردوپس از جر وبحث با مربي تيم واوان به نتيجه اي نرسيد چون ايشان زير بار حرف زور نرفتن  بعد از آن داوران وسپس به سراغ بازي كنان تيم واوان رفت وآنها را نيز تهديد نمود واينگونه بازي را به حاشيه كشاند...

بقیه در ادامه مطلب بخوانید



ادامه مطلب ...
یکشنبه 19 شهریور 1391 :: 16:26 ::  نويسنده : majidjan

مادر توجه داود به نماز چگونه بود ؟

مادر گفت : تازه از جبهه برگشته بود خسته بود برای نماز صبح صدایش زدم متوجه نشد دیگر دلم نیامد صدایش بزنم گفتم خسته است بگذار استراحت کند ولی  اون روز کلافه بود چون نماز نخونده بود ومی گفت مادرانگار تهران را در کوله ای به پشت من بسته باشند بر روی کمر من سنگینی می کند به من گفت مادر دلت برای دنیایمننسوزدکه من خسته ام وبخوابم اگه چله زمستان هم بود بر روی من آب یخ بریز ومرا برای نماز بیدارم کن



ادامه مطلب ...
دوشنبه 23 مرداد 1391 :: 14:43 ::  نويسنده : majidjan

سلام بچه ها امروز می خوام یه خاطره از داداش داودم براتون بگم

هر موقع که از بیرون می خواست وارد خونه بشه با اینکه کلید در رو داشت معمولاً زنگ

می زد ووارد خونه می شد ووقتی که صدای زنگ بصدا



ادامه مطلب ...
چهارشنبه 28 تیر 1391 :: 14:45 ::  نويسنده : majidjan

امشب طلب عشق زِدلدار کنیم
شیطان رجیم را سر دار کنیم

امر فرجش اگر مهیا باشد
این ماه کنار یار افطار کنیم

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج



ادامه مطلب ...
دوشنبه 26 تیر 1391 :: 15:40 ::  نويسنده : majidjan

انتظارش انتظارم سیر کرد

آنکه می خواهد بیاید دیر کرد

تا به کی در انتظارش دیده بر در دوختن؟

آمدن ؛

رفتن ؛

ندیدن ؛

سوختن...

ای که دستت می رسد بر زلف یار

در حضورش نام ما را هم بیار



ادامه مطلب ...

درباره وبلاگ

شهدا دعا داشتند،ادعا نداشتند نیایش داشتند،نمایش نداشتند حیا داشتند،ریا نداشتند رسم داشتند،اسم نداشتندو... کجائید ای شهیدان خدایی، بلاجویان دشت کربلایی، کجائید ای سبکبالان عاشق، پرنده تر زمرغان هوایی.
پيوندها
نويسندگان



                    
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران